گنج

شمارهٔ ۳۶۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارمیگذرد۸ بیت
در این دو هفته که با گل مدار می‌گذردپیاله گیر که ابر بهار می‌گذرد
به این خوشم که شب هجر، تیره‌روزان رابه یاد صبح بناگوش یار می‌گذرد
به حیرت از روش چشم می‌پرست توامکه دور مستی او در خمار می‌گذرد
از آن شبی که به زلف تو کرد شانه کشیهنوز باد صبا مشکبار می‌گذرد
خجسته باد صباحی که میگساران رابه روی ساقی مشکین‌عذار می‌گذرد
حیات خواجهٔ دل‌مرده بین که روز و شبشبه فکر عالم ناپایدار می‌گذرد
ز دور چرخ چه اندیشم، از فلک چه کشم؟مرا به گردش ساغر مدار می‌گذرد
چرا دراز نباشد شب فراق حزین؟سخن ز سلسلهٔ زلف یار می‌گذرد