شمارهٔ ۳۶۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اید۷ بیت
اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟به عاشقان رخ معشوق را که بنماید؟
ز شمع، شب نشود روز، قدر وقت بدانطلوع شعشعه ی آفتاب می باید
معاشران به نشاط بهار، خنده زنیدمجال نیست که گل ساغری بپیماید
به دست کوتهم آن طرّهٔ رسا نفتادچه شد که پرچم آهم به عرش می ساید
به بانگ بربط و می بادهٔ مغانه بکشکه واعظ نفس افسرده، ژاژ می خاید
رسد چو دور به زاهد، قدح برافشانیدپیاله گر نکشد، دامنی بیالاید
دلم ز غنچه پیکان او شکفت حزینخوشا دلی که ز فیضش دلی بیاساید