شمارهٔ ۳۲۱
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: یشد۷ بیت
فروزان چهره چون شمع آمدی، دلها تسلّی شدشب روشن سوادان از خطت صبح تجلّی شد
شنیدی شکوهام، از شرم طاقت آب گردیدمبه حرفم گوش دادی، بر زبانم لفظ، معنی شد
به سویم گرم دیدی، شبنم آسا از میان رفتمبه وصلم وعده دادی، خاطر از دوری تسلی شد
صبا می کرد ازگلشن به مرغان قفس نقلیدماغ آشفتگان را عطر گیسویت تمنّی شد
نمودی حسن روزافزون، بهشت نقد را دیدمبه فرقم سایهٔ رحمت فکندی، رشک طوبی شد
دل دیوانه میزد با خیال نرگست نقشیز شوخیهای مژگان تو، داغ چشم لیلی شد
حزین کنج قفس بیهوده می باشد پرافشانیبه گیتی مایهٔ آسایشم کوتاه بالی شد