گنج

شمارهٔ ۳۰۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رنمیاید۵ بیت
شبی ز هجر تو ما را به سر نمی‌آیدکه پارهٔ جگر از چشم تر نمی‌آید
به رنگ مو، ز سرم خار پا برون آمدچه‌ها که در ره عشقت به سر نمی‌آید
نکوست هرچه کند با من فلک‌زده دوستکه بد، به دیدهٔ صاحب‌نظر نمی‌آید
مگر به رنگ سبو، می به کام ما ریزندز دست بستهٔ ما کار بر نمی‌آید
حزین بی‌خبر از خود، ز خود خبردار استتو را که با خودی، از خود خبر نمی‌آید