گنج

شمارهٔ ۲۹۵

از مزرع آمال چه امّید برآیدنخلی که در آن ریشه کند، بید برآید
نه جلوهٔ برقی، نه هواداری ابریبی برگ گیاهم به چه امّید برآید
بی فیض تر از میکدهٔ ماه صیاممتا از افق جام، مه عید برآید
گر جام کند جلوه گری در کف ساقیبانگ طرب از دخمهٔ جمشید برآید
دارد سخنی درگره گوشهٔ ابرومقصود از این بیت به تعقید برآید
ساغر چو زند، شیشهٔ گردون شکند میساقی چو شود، جام به جمشید برآید
ما راست حزین ، سرو ریاض دل حیرانآزاده جوانی که به تجرید برآید