شمارهٔ ۱
به یار وعدهخلافم گر اتفاق افتادنخست گوشزدش این پیام خواهم کرد
که تا کیم به فسون گویی آنچه میخواهیبه صبح اگرچه نکردم به شام خواهم کرد
خدا گواست که گر آنچه گفتهام نکنیز حرف تلخ تو را تلخکام خواهم کرد
ز هزل شربت زهرت به کام خواهم ریختز هجو جرعهٔ خونت به کام خواهم کرد
همین نه هجو تو بیآبروی خواهم گفتکه قصد جان تو بیننگ و نام خواهم کرد
اگر به زودیِ زود آنچه گفتهام کردیز هجو تیغ زبان در نیام خواهم کرد
بر آستان شب و روزت مقیم خواهم شدبه خدمتت گه و بیگه قیام خواهم کرد
همین نه بلکه تو را با وجود این همه نقصز مدح غیرت ماه تمام خواهم کرد
ز نیت خودت آگاه ساز تا من همازین دو کار بدانم کدام خواهم کرد