شمارهٔ ۶
آه که از جور چرخ، وز ستم روزگارخسرو ملک وجود، شد به دیار عدم
آه که برچیده شد زود ز بزم جهانمسند شهبازخان خان جمیل الشیم
رفت امیر زمان تاج اعاظم که بودمعدن عز و شرف منبع جود و کرم
نخل بلندش که بود سرو ریاض جهانخم شد و از پا فتاد زین فلک پشت خم
دیدهٔ ایام ریخت از غم او سیل خونبر سر عالم فشاند ماتم او خاک غم
چون ز غم آباد دهر یافت ملالت نهاددر روضات جنان با دل خرم قدم
خامهٔ هاتف نوشت از پی تاریخ اوآه ز دنیا برفت صاحب سیف و قلم