غزل شمارهٔ ۸۹
ای که در جام رقیبان می پیاپی میکنیخون دل در ساغر عشاق تا کی میکنی
مینوازی غیر را هر لحظه از لطف و مرادم به دم خون در دل از جور پیاپی میکنی
راه اگر گم شد نه جرم ناقه از سرگشتگی استبی گناه این راهپیما ناقه را پی میکنی
ناله و افغان من بشنو خدا را تا به کیگوش بر آواز چنگ و نالهٔ نی میکنی
ساقیا صبح است و طرف باغ و هاتف در خمارگر نه در ساغر کنون می میکنی کی میکنی؟