غزل شمارهٔ ۷۰
آن کمان ابرو کند چون میل تیر انداختنناوک او را نشان میباید از جان ساختن
سروران چون گو به پای توسنش بازند سرچون کند آن شهسوار آهنگ چوگان باختن
داد مظلومان بده تا چند ای بیدادگررخش بیداد و ستم بر دادخواهان تاختن
باغبان پرداخت گلشن را، اکنون باید به میدر چمن ز آیینهٔ دل زنگ غم پرداختن
سازگاری چون ندارد یار هاتف بایدتز آتش غم سوختن با سوز هجران ساختن