گنج

غزل شمارهٔ ۱۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ارنیست۶ بیت
هرگزم امید و بیم از وصل و هجر یار نیستعاشقم عاشق مرا با وصل و هجران کار نیست
هر شب از افغان من بیدار خلق اما چه سودآنکه باید بشنود افغان من بیدار نیست
در حریمش بار دارم لیک در بیرون درکرده‌ام جا تا چو آید غیر گویم یار نیست
دل به پیغام وفا هر کس که می‌آرد ز یارمی‌دهم تسکین و می‌دانم که حرف یار نیست
گلشن کویش بهشتی خرم است اما دریغکز هجوم زاغ یک بلبل درین گلزار نیست
سر عشق یار با بیگانگان هاتف مگوگوش این ناآشنایان محرم اسرار نیست