شمارهٔ ۳۵ - ایضا در مدح بهرام شاه گفته است
خه بنا میزد این جهان نگریدخوشی باغ و بوستان نگرید
تاج یاقوت ارغوان بینیدتخت مینای گلستان نگرید
خاک را زنده کرد باد از لطفای عجب این دم روان نگرید
زنده زو شد جهان و او بیماراین توانای ناتوان نگرید
چه گله است از شکوفه و سبزهکه به پروین آسمان نگرید
شکر ایزد همی کند سوسنآن یکی گوی ده زبان نگرید
قدح لاله سرنگون بینیدقمع یاسمین ستان نگرید
جام بر کف گل جوان خندیدای جوانان در این جوان نگرید
طبع گل نازکست رنگ آردهان و هان سوی او نهان نگرید
تا بدانید قدر فصل بهاردر گران جانی خزان نگرید
اعتدال بهار در گذر استعدل شه دایم است آن نگرید
شاه بهرامشه که دولت گفتکای رعایا خدایگان نگرید
گر همی عمر جاودان طلبیددر شهنشاه جاودان نگرید
گفتهای حسن جهان بگرفتفر مدح شه جهان نگرید