گنج

شمارهٔ ۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اییهست۱۱ بیت
تا نگویی که مرا بی‌تو شکیبایی هستیا دل غمزده را طاقت تنهایی هست
نی مپندار که از دوری روی تو مراراحت زندگی و لذّت برنایی هست
مکن اندیشه که تا دور شدی از چشممدیده را بی‌رخ زیبای تو بینایی هست
ناتوانم ز غمت تا که گمانی نبریکه مرا با غم هجر تو توانایی هست
دل و آرام و صبوری و شکیبایی نیستغم و آشفتگی و محنت و شیدایی هست
خواندیم بیدل و رسوا و نگویم که نیَمهر چه گویی ز پریشانی و رسوایی هست
اندر این واقعه بر قول تو انکاری نیستدر من از عیب و هنر هر چه تو فرمایی هست
کس نگفته‌ست در آفاق که در عالم عشقمثل من عاشق شوریدهٔ سودایی هست
کس نداده ست نشان از ختن و چین و چگلکه بتی چون تو به شیرینی و زیبایی هست
نشنیدیم که در باغ جهان شمشادیراست چون قد لطیفت به دل‌آرایی هست
نتوان گفت که همچون پسر همگر نیزطوطی‌ای در همه عالم به شکرخایی هست