شمارهٔ ۱۹
یا ترک من بی دل غمخوار بگوئیدیا حال من دلشده با یار بگوئید
یا از من و از غصه من یاد نیاریدیا قصه در دم بر دلدار بگوئید
با تنگ دهانی که لبش داروی جانهاستحال مرض این دل بیمار بگوئید
شرح دل محروم ستم یافته منبا آن دل بی حم ستمکار بگوئید
صد بار بگفتید و نیاورد ترحمتا بو که کند رحم دگر بار بگوئید
باشد که دوای دل رنجور بیابمحال من و او بر سر بازار بگوئید
تا خلق بدانند جفا کاری یارمدر مجمع یاران وفادار بگوئید