شمارهٔ ۱
خیال روی تو یکباره برد خواب مرادرنگ وصل تو افکند در شتاب مرا
متاب روی ز من دلبرا و زلف متابکه تاب زلف تو در تب فکند تاب مرا
اگر بر تو دهد میوه بهشت چراچو نار دوزخ دایم دهد عذاب مرا
لب تو چشمه خضر است چند خواهی دادبه وعده وعدهٔ خوش عشوهٔ سراب مرا
به روز، یاد رخ توست مونس دل منشب دراز ندیم است ماهتاب مرا
شراب آتش عشق تو میبرد هوشمخمار غمزهٔ تو میکند خراب مرا
ز ضعف، سایهٔ من بر زمین نبیند کساگر برهنه بداری در آفتاب مرا
بدین صفت که منم غرق آب دیده خویشنیابی ار که بجوئی بسی در آب مرا
مکن که چون شوی از خواب سرکشی بیداربه روزگار نبینی شبی به خواب مرا