گنج

رباعیات

شمارهٔ ۱از بس به فلک فغان رسیده است مراشمارهٔ ۲بنیاد بدی پایه ندارد جاناشمارهٔ ۳ره را به خیال رفتن البته بد استشمارهٔ ۴تا مِیل من و تو بر جفا و ستم استشمارهٔ ۵گر باد مخالفی وزید از چپ و راستشمارهٔ ۶هر چند مرا شباب بگذشت ای دوستشمارهٔ ۷گاهی ز وصال تو، دلم آرام استشمارهٔ ۸در دارِ جهان تا بُوَدَت جان به جسدشمارهٔ ۹آزاد دلا ز قید تن باید بودشمارهٔ ۱۰طفلی که هنوز باید او شیر خوردشمارهٔ ۱۱بی علم کسی بود که نا اهل بود