گنج

شمارهٔ ۲

۴ بیت
گفت همسایه‌ای مرا دیشبکز تو خواهم نمود صرف نظر
سببش بهر چاره پرسیدمگفت چون کیسه‌ات تهی‌ست ز زر
گفتمش: ای ز مردمی به کناروی به گیتی زنِ تو بی‌شوهر
تو که هستی ز روی من بیزارکور شو تا نبینی‌ام دیگر