شمارهٔ ۵۵
گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بودگفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود
گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدندگفتا همه آن بود که بر لوح جبین بود
گفتم که چرا مهر تو را ماه بگردید؟گفتا که فلک بر من بد مهر به کین بود
گفتم که قرین بدت افکند بدین روزگفتا که مرا بخت بد خویش قرین بود
گفتم که بسی جام تعب خوردی ازین پیشگفتا که شفا در قدح باز پسین بود
گفتم که تو ای عمر مرا زود برفتیگفتا که فلانی چه کنم عمر همین بود؟
گفتم که نه وقت سفرت بود چو رفتیگفتا که مگر مصلحت وقت درین بود