شمارهٔ ۳۹
جای حضور و گلشن امن است این سرایزین در به شادمانی و عیش و طرب در آی
ای کاخ دولتی ز چه خاکی؟ که مدرج استدر شاخسار گلشن تو سایهٔ همای
هر صبح در هوای درت میکند صبوحجمشید تخت چرخ به جام جهاننمای
فرخنده نوگل تو چمن را حیاتدهجعد بنفشهٔ تو صبا را گرهگشای
خورشید در هوای تو چون ذره پایکوبجمشید در حریم تو چون بندگان بپای
حافظ مقیم درگه او باش و عیش کنکاندر بهشت بهتر از این گوشه نیست جای