گنج

شمارهٔ ۳۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: شت۷ بیت
برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشتکه خدا در ازل از اهل بهشتم بسرشت
یک جو از خرمن هستی نتواند برداشتهر که در کوی فنا در ره حق دانه نَکشت
تو و تسبیح و مصلا و ره زٌهد و صلاحمن و میخانه و زٌنار و ره دِیر و کنشت
منعم از می مکن ای صوفی صافی که حکیمدر ازل طینت ما را به می ناب سرشت
راحت از عیش بهشت و لب حورش نبودهر که او دامن دلدار خود از دست بهشت
صوفی صاف بهشتی نبود زآنکه چو منخرقه در میکده‌ها در گرو باده نهشت
حافظا لطف حق ار با تو عنایت داردباش فارغ ز غم دوزخ و ایمن ز بهشت