شمارهٔ ۲۱
مطرب خوشنوا بگو تازه به تازه نو به نوباده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو
با صنمی چو لعبتی خوش بنشین به خلوتیبوسه ستان به آرزو تازه به تازه نو به نو
بر ز حیات کی خوری گر نه مدام می خوریباده بخور به یاد او تازه به تازه نو به نو
شاهد دلربای من میکند از برای مننقش و نگار و رنگ و بو تازه به تازه نو به نو
باد صبا چو بگذری بر سر کوی آن پریقصه حافظش بگو تازه به تازه نو به نو