گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ویتوبود۷ بیت
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بودتا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون می‌گشتباز مشتاقِ کمان‌خانهٔ ابرویِ تو بود
هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی می‌دادور نه در کس نرسیدیم که از کویِ تو بود
عالَم از شور و شرِ عشق خبر هیچ نداشتفتنه‌انگیزِ جهان غمزهٔ جادویِ تو بود
منِ سرگشته هم از اهلِ سلامت بودمدامِ راهم شِکَنِ طُرِّهٔ هندویِ تو بود
بگشا بندِ قبا تا بگشاید دلِ منکه گشادی که مرا بود ز پهلویِ تو بود
به وفایِ تو که بر تربتِ حافظ بگذرکز جهان می‌شد و در آرزویِ رویِ تو بود