غزل شمارهٔ ۱۱۵
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارارد۷ بیت
درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آردنهالِ دشمنی بَرکَن که رنج بیشمار آرد
چو مهمانِ خراباتی به عزت باش با رندانکه دردِ سر کشی جانا! گرت مستی خمار آرد
شبِ صحبت غنیمت دان که بعد از روزگارِ مابسی گردش کُنَد گردون، بسی لیل و نهار آرد
عَماریدارِ لیلی را که مَهدِ ماه در حکم استخدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهارِ عمر خواه ای دل! و گر نه این چمن هر سالچو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هِزار آرد
خدا را چون دلِ ریشم قراری بست با زلفتبفرما لعلِ نوشین را که زودش با قرار آرد
در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانهسر، حافظنشیند بر لبِ جویی و سروی در کنار آرد