شمارهٔ ۳
مرگ به زین زندگی، کاین زندگیهر دمی در محنتی میافکند
این یکی از فاقه تیری میخوردوان دگر در ملک تیغی میزند
آن، ز بهر نان زمین را میدَرَدوین پی زر سنگ را میبشکند
عنکبوت اندر زوایا سال و ماهاز پی یک لقمه دامی میتند
وز پی پندار راحت، مورچهریزههای دانه را برمیچِنَد
نیست کس را در جهان، آسایشیهرکه را جانی است، جانی میکَنَد