شمارهٔ ۱۲ - تعریف باغ صادقآباد
صفای بوستان صادقآبادز فیض صبح صادق میدهد یاد
درین باغ مبارک هرچه کشتندبه مهر جعفر صادق سرشتند
نهال جعفری با سرو همدوشزمینش در بنفشه گوش تا گوش
درین گلزار، چون بلبل ز مستیکنند آتشپرستان گلپرستی
بنفشه پیش سروش در سجودستازان پیشانیاش دایم کبود است
بهشت تازهای از نونهالاناسیر نرگسش چشم غزالان
هوایش در کمال اعتدال استنسیمش از تری، آب زلال است
نظر با این بهشت لایزالیارم را کی رسد صاحبکمالی؟
پی ترتیب این نورسته بستاننهال از باغ خلد آورده رضوان
هوایش طرز سودا خوب داندجوانی گر دهد، پیری ستاند
گلش را میپرستد باغ رضوانتذرو قدس، سروش را ثناخوان
تذرو قدس، سروش را ثناخوانتعریف باغ نسیم و باغ عیشآباد
نسیم فیض در باغ نسیم استبهشتش از مریدان قدیم است
شود سبز از نم آن تازه گلشنپر مرغ هوا، چون برگ سوسن
به شوخی سروهایش نیزدستندچو طفل مکتب آزادیپرستند
برای چیدن انگور از تاکچنارش دست اندازد بر افلاک
همین بس وصف باغ عیشآبادکه داد عیش اینجا میتوان داد