گنج

مفردات

شمارهٔ ۱بوی آن موی معبر باز برد از هوش ما راشمارهٔ ۲از دست گلچین بی‌روی گل ماندشمارهٔ ۳نزدیک شد که مردم چشمم به جای اشکشمارهٔ ۴این قامت رعنای تو این خانۀ ویران منشمارهٔ ۵گرچه دانم ز اشک خون‌باران من