شمارهٔ ۷۲
ای وصل تو آب و هجر تو آذرماننده تو نزاید از مادر
آذر شود از رضای تو آزاروازار ز خشم تو شود آذر
با مهر تو لاله روید از سندانبا فر تو آب زاید از آذر
از بیم تو خصم ترک و جوشن راکرده است بدل بمعجر و چادر
در غیب رهنمای چون سلماندر حضرت راستگوی چون بوذر
ای میر بجنگ کافران رفتیبامیر بسان طوس بن نوذر
بگذار جهان بدانش و رامشتا هست جهان تو از جهان مگذر