گنج

شمارهٔ ۳۸

قافیه: اد۱۳ بیت
یاد نیاری ز قندهار وز نو شادنیز نگوئی حدیث بصره و بغداد
نام ونشان بهشت کنک نجوئیگر بنشینی میان لشگری آباد
هست درونش پر از نگار چو دیباهست ز بیرونش استوار چو پولاد
همچو سپهر برین بلند ببالاهمچو که بیستون درست به بنیاد
زیر وی اندر چو سلسبیل روان آبوز بران چون حدیث حور بر انباد
کرد لب جوی او مثال دو صد باغیاسمن و نرگس و بنفشه و شمشاد
شاد در او میر لشگری و جهان پیشتا به ابد یادکار لشگری این باد
سرای دولت و شادی همیشه جای تو بادهمیشه قبله شاهان در سرای تو باد
همیشه تاختن آسمان بسوی تو بادهمیشه تافتن مشتری برای تو باد
بهر کجا که بوی بخت همنشین تو بادبهر کجا که روی چرخ رهنمای تو باد
جهانیان همه هستند پایدار بتوسر سران جهان زیر خاک پای تو باد
همه کسی شود از روی دلگشای تو شادهزار شادی بر روی دلگشای تو باد
چنانکه پشت و پناه و معین خلق توئیخدای هر دو جهان ناصر و معین تو باد