شمارهٔ ۳۲
رنگ زمین زرد گشت و طبع هوا سردرطل می سرخ گیر بر بهی زرد
چرخ پر از دود گشت ز ابر سیه فامو ابر به آب از رزان بشست سیه گرد
زاغ گرفته به راغ مسکن بلبلنار گرفته به باغ جایگه وَرد
باد ز گلبن پرندِ سرخ بیاویختو ابر به صحرا حریر زرد بگسترد
باد خزان بر چمن ز بدره فشانیشاخ بهی را چو دست شاه جهان کرد
میر زمین لشگری که از کف رادشاز گهر زر و سیم گرد برآورد
از سر یاران او مباد جدا نازاز تن خصمان او مباد بری درد