گنج

شمارهٔ ۱۳

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیه: خت۷ بیت
چو باد خزان بگذرد بر درختکند پرنیان بر تنش لخت لخت
از آن پس که در باغ بلبل بساختز بیجاده تاج و ز پیروزه تخت
در او تخت زرین نهاده است زاغبشد بلبل از باغ و بربست رخت
بکهسار کافور بیزد هوابپالیز دینار ریزد درخت
یکی چون خوی شاه آزاده خوییکی چون کف شاه پیروز بخت
ملک لشگری کو بشاهین عقلهمه علمهای جهان را بسخت
بر اعدای او ورد چون خار بادبر او باد چون موم پولاد سخت