شمارهٔ ۱۱۵
شد سرشگم ز آرزوی روی تو چون روی تووز فراق روی تو بگداختم چون موی تو
جان من پاینده اندر تن ز مشگین موی تستدل بود روشن ز روی فرخ دلجوی تو
از نهیب تیر مژگان و کمان ابرویتجز دل من هیچ دل دیدن نیارد روی تو
تا فکندی گوی نیکویی تو در میدان مهرهیچ چوگانزن ندید از من سبکتر گوی تو