شمارهٔ ۴
درویش، که حرف او بصورت پنجستهریک بمثابه ای که بیش از پیشست
دالست دلیل آنکه با درد بسازگر بر تن تو هر سو مو صد نیشست
را، روی و ریا مکن، که این روی و ریارسوایی بیگانه و رنج خویشست
و اوست وداع غیر مولی کردنوین کار چنین کار یکی بی خوشست
یا، یک دل و یک رنگ شو اندر ره عشقیکتا نشود، هر آنکه او با خویشست
شین، آنکه کند شکر و شکایت نکندوندر پی خصم خویش نیک اندیشست
آنرا که چنین پنج خصایل دادنددریاب و درو گریز کو درویشست