فردیات
شمارهٔ ۱من انچه وصف لباسست با تو میگویمشمارهٔ ۲یقهٔ پهن پوستین سمورشمارهٔ ۳بر در چاک پس چو سر بنهیشمارهٔ ۴جامه خوش ببر از دست گدایان نکنمشمارهٔ ۵دست بالا بنما درزی ازان شال درشتشمارهٔ ۶شعر بسحاق و کفته قاریشمارهٔ ۷از قدک تا باطلس چرخیشمارهٔ ۸از جامه کز بر آمد و از روی آسترشمارهٔ ۹از دامن جامه خاک و گرد افشاندنشمارهٔ ۱۰جامه پوشانند در بازار رختشمارهٔ ۱۱سلق پر ز و سیم باشد نکوستشمارهٔ ۱۲گر چو کرباس پاره ام بکنیشمارهٔ ۱۳بردستار نسوزد بر شمعت مندیلشمارهٔ ۱۴خوش آمد این جهت از ریشه میان بندمشمارهٔ ۱۵نجّار اگر نکو نزنی میخ را بدرشمارهٔ ۱۶خواستم از خدای دستی رختشمارهٔ ۱۷آستین را از نمد میبر بسر می نه چو تاجشمارهٔ ۱۸(آنکه را هست کفش در پا تنگشمارهٔ ۱۹قیغاج جلنگ سبز را جامهٔ سرخشمارهٔ ۲۰کهنه دریدیم تا به نو برسیدیمشمارهٔ ۲۱اوصاف قبا همیشه قاریشمارهٔ ۲۲چون کفل پوش که بر پشت خران اندازندشمارهٔ ۲۳تا صوف مرقّع یافت سنجاب بزیر خودشمارهٔ ۲۴بالای موی دستار بینم اگر چه گفتندشمارهٔ ۲۵ز گازری که ز سعدی همی رسد گازرشمارهٔ ۲۶درزیان بر قد کس جامهٔ کوته مبریدشمارهٔ ۲۷بهار از پوستین رو را جدا کنشمارهٔ ۲۸آستین فراخ خرقه نگرشمارهٔ ۲۹جبه پر پنبه تابستان چو پوشم عیب نیستشمارهٔ ۳۰در دل اطلس ختا قصد شکست سوزنستشمارهٔ ۳۱صبر بسیار بباید پدر پیر و حلاجششمارهٔ ۳۲بند شلوار نشاید که ببندند چنانشمارهٔ ۳۳کودک درزی که داری چشمه سوزن دهانشمارهٔ ۳۴با ما همه از بندقی و شمله سخن گویشمارهٔ ۳۵چون ریشه سرکسی که سرگشته شودشمارهٔ ۳۶گرد دستار دمشقی کرد اگر دانستهشمارهٔ ۳۷ممسکش هر بدو روزی ببرد تشریفیشمارهٔ ۳۸هیچکس رانیست از رختی گزیرشمارهٔ ۳۹بگرد اطعمه بنویس نظم البسه امشمارهٔ ۴۰بزوده گفت ندانی که پر مرو باریکشمارهٔ ۴۱کتاب البسه را گفت دوستی که به چندشمارهٔ ۴۲گر در آمد بقچه را زد دور باششمارهٔ ۴۳امید جبه از و دارم و بسر دستارشمارهٔ ۴۴وجود پنبه بمخفی چو باد در قفسستشمارهٔ ۴۵در مفرش زمان سخنم در لباس ماندشمارهٔ ۴۶ببقچه شاهد والا نهادیمشمارهٔ ۴۷پنبه نهم جبه را بوقت بهارانشمارهٔ ۴۸طیلسانست میان من و دستار حجابشمارهٔ ۴۹المنه لله که کشیدیم ببر بازشمارهٔ ۵۰کمخا و شرب اطلس هر سه یکیست اینجاشمارهٔ ۵۱ای که خواهی با وجود من کنی بافندگیشمارهٔ ۵۲پوستین بر روی اطلس ساده این بر موی آنشمارهٔ ۵۳اگر چه هر دو سفیدند کاسرو سالوشمارهٔ ۵۴قاری برای جامه تو صوف روز حشرشمارهٔ ۵۵بگازر از جهت عید داده شد دستارشمارهٔ ۵۶اگر والا نشان دارد بحسن ای جامه اطلسشمارهٔ ۵۷بنگر که کلاه تو پی اطلس آلشمارهٔ ۵۸برای جبه ما ابر میزند پنبهشمارهٔ ۵۹پس از سی چله دی این مقرر گشت برقاریشمارهٔ ۶۰چو گیوه سرمکش کز پادرآئیشمارهٔ ۶۱در وصف گوی چگمه این نظم طرفه بستمشمارهٔ ۶۲مکش بر صوف کهنه از اتو نقششمارهٔ ۶۳زصندلی تو اگر پابه رابجنبانیشمارهٔ ۶۴چون پنبه دانه گشت کفن متصل بخاکشمارهٔ ۶۵منم که از جهت رنک و بوی البسه ام