شمارهٔ ۶ - در میدان آمدن و حرب کردن
یکی ز لشکر موئینه تیغ تیز بکفسنانش سوزن و انگشتوانه اش مغفر
نبرد از سپه بندقی و کتان خواستبهادری قرمی ازکمینه جست بدر
زپیشک کله جبه او یکی ناچخبزد بر او که بخاکش فکند چون میزر
فنک زگوشه میدان حبر روی نمودکمند و گرز وی از دگمهای ماده و نر
بروی اطلس نازک مزاج زد آن گرزچنانکه گونه والا ز ترس شد اصفر
وزان کمند بخود در کشید کمخاراکشان فکندو برو نیز زد لت بیمر
زتیر چوب گزش از کناره کرباسچنان بزد که برآمد غبارش از پیکر
دلاوری تفک انداز زآستین قباکه خوانیش مله شد در ملاملامنگر
ز دگمهای کریبان کلوله تشویشبحرب موینه انداخت چون تگرگ و مطر