گنج

رباعیات

شمارهٔ ۱گفتی که نشد خوب که گشتی مغضوبشمارهٔ ۲این شعر بود که جان از او در تعب استشمارهٔ ۳ای منشی دیوان عزیز این چه خط است؟شمارهٔ ۴در کشور ری که رشگ باغ ارم استشمارهٔ ۵ای قوم که جذب من به از خصب شماستشمارهٔ ۶زنجیره نشین ز ریش درویش خوش استشمارهٔ ۷ای خواجه که جان عالی زنده تستشمارهٔ ۸رشتی علی این رفتن رشت تو ز چیست؟شمارهٔ ۹دنیا که در آن خوبی و خرسندی نیستشمارهٔ ۱۰از خواجه مگر محاسنت را چه فتادشمارهٔ ۱۱شعری که ز طبع فاضل عهد بودشمارهٔ ۱۲خان تقی آن که شاه را یاغی بودشمارهٔ ۱۳از فقد شعیرم اسب و استر همه مردشمارهٔ ۱۴گر تو خواهی که سخت جان، جان بدهدشمارهٔ ۱۵ای سفله ترا به کار شاهانه چه کار؟شمارهٔ ۱۶چل روز ترا جایگهی تیره دهمشمارهٔ ۱۷تا مهره اشعار ترا نخ کردمشمارهٔ ۱۸شیطان که همی گوید: افسون کردمشمارهٔ ۱۹ای خالق خلق، وای جهان دار جهانشمارهٔ ۲۰رشتی علی ای رفیق دیرینه منشمارهٔ ۲۱ای خان عظیم شان مرا خوار مبینشمارهٔ ۲۲رشتی علی از حجره سوی دشت مروشمارهٔ ۲۳زنجیره نشین، طلاق زنجیره بدهشمارهٔ ۲۴ای خواجه بیا خوش تر ازین پند مخواهشمارهٔ ۲۵رشتی علی: ای وای که بد نام شدیشمارهٔ ۲۶شیطان توئی ای حاجی و عیّار توئیشمارهٔ ۲۷زنهار به ری رای تمتع نکنی