شمارهٔ ۱۴ - در هجو حاجی حیدر علی خان شیرازی صندوق دار و مهردار ولی عهد عباس میرزا
جهان داور خدیوا آن توئی امروز در عالمکه پشت چرخ گردون پیش خدام تو خم باشد
نحوس چاکرانت از چه گرد آری تو کز طالعسعود اخترانت جمله در سلک خدم باشد
میان با شگون و بی شگون فرق و تفاوت نهکه در دار حدوث این نکته باوصف قدم باشد
کجا باشد شگون آن ذات مفسد را که افسادشبه عینه هم چو عم در ملک شاهان بل اعم باشد
اگر از تخم اسلاف خودست این ناخلف لاشکز بیخ مرده شو شاخی که روید شاخ غم باشد
وگر از دیگران است الحق انصاف این بود کاکنونبه دست دیو زادی بدنژادی مهر جم باشد
ازان دم کاین جهود بد قدم را بسط ید دادیترا زحمت پیاپی، درد و محنت دم به دم باشد
گهی رنجور اندر کشور تبریز و خوی مانیگهی رنج از شکست گنجه و وهن ز کم باشد
بیا این سفله را هالک کن و دستور مالک کنکه نحسی در سقر خوش تر که سعدی در سقم باشد
وجود مانع الجودش قدم اندر عدم بنهادکه مرد بد قدم به تر که در ملک عدم باشد
سپید نر که داری با سیاه ماده سودا کنکه با جی خوش قدم به تر ز حاجی بد قدم باشد
طلا و نقره گر خواهی بخواه اما بدان این راکه دینار و درم از بهر ایثار و کرم باشد
به هر دهلیزی ار صد گنج پرویزت بود پنهانهمه رنج و الم آرد چو از جورو ستم باشد
ز سر حد فراهان تا حدود شوره گل یک جاتیول خاص درگاه تو بروجه اتم باشد
ولی زان ملک پر حاصل ترا حاصل چه آخر جز،حساب دخل و خرج و اکتساب کیف و کم باشد؟
مرا لعنت کن ار با این خیانت پیشه طراراناگر گنج تو، یم باشد ترا یک قطره نم باشد
سه عشر و نصف کار و احتکار غله قحط آردنه خرج موکب شاهی که فیاض النعم باشد
مگر شاه جهان فتحعلی شه آن که در گنجشخدا داند که چندین الف دینار و درم باشد
کسی دیدست در سی سال دارائی که در دستیکتاب دفتر توجیه و در دستی قلم باشد؟
ز یک من خاک پنجه بارکاه از غله بگرفتنچه آسیب اندرین کشور از این خیل و حشم باشد
زیان از صد چنین خیل و حشم ناید درین کشوربقدر آن که از یک میرزای کج قلم باشد
کسی کو شد امین جان و مال مردمان شایدامین ملک و مال پادشاه محتشم باشد
ز خاک پارس و زمازندران و خوی چه گم کردیکه از گم کرده هرچ آید به دستت مغتنم باشد
مرا زین درد بی درمان بود زین آستان حرمانکه خادم بی جهت محروم و خائن محترم باشد
چر از دست زشت بد سرشتی زهر غم نوشمکه شهد از دست او زهرست و او بدتر ز سم باشد
نه تنها من ز بیم چون تو سلطانی رمیدستمکدامین جانور را از نهیب شیر رم باشد
چرا ما را کشی؟ رو دشمن دین خدا را کشمگر باید که صید تو همین صید حرم باشد؟
اگر زان در بجستم منت ایزد را که پیوستمبه درگاهی که کهف العالم و غوث الامم باشد
حدیث حاتم ارداری بیا ای دادگر باللهحدیث جرم ها و نعمت تو مختتم باشد