شمارهٔ ۸۵
ای وزیری که صدر قدر تراهست نه خرگه بسیط بساط
تو مطاعی و کاینات مطیعتو محیطیّ و روزگار محاط
قهر تو موجب ملال و محنمهر تو مایهٔ سرور و نشاط
بر عالی بساط میمونتآسمان تنگتر ز سمّ خیاط
پیش عزمت چه خیزد ازگردوننزد شاهین چه آید از وطواط
پیر عقل ترا زمانه رداطفل بخت ترا ستاره قماط
مهر در جنب رای تو سایهکوه در نزد حلم تو قیراط
چرخ انجام امر و نهی تراچیست دانی معلم محتاط
هست منشور احتشام تراآسمان صفحه و نجوم نقاط
تو سپهری و سروران انجمتو کلیمی و مهتران اسباط
خلعتت زیب پیکر حکّامخدمتت طوق گردن ضبّاط
گوش ارباب فضل و دانش رانیست الا محامد تو قراط
کلّ مَن غاب عَن حضورک خابکُلّ مَن بال عَن و لائک شاط
جنبش خشم تو به گاه عتابشورش حشر را مهین اشراط
پیش نطقت حدیث آب خضرقصهٔ گوهرست و ذکر مخاط
نیل خشم ترا اجل نابلخط مهر ترا امل خطاط
قهر تو پایمرد مرگ فجاخشم تو دستیار موت فلاط
آن اساس منیه را بانیاین لباس بلیّه را خیاط
لرزد از سطوت تو پیکر خصمچون دل عاصی از حدیث صراط
آسمان نظم کار گیتی رااز ضمیر تو کرده استنباط
صاحبا بندهٔ تو قاآنیکه کمین چاکرش بود وطواط
شده از بار حادثات تنشگوژتر ازکمانهٔ خرّاط
کارش ازکینهٔ فلک فاسدچون طبیعت ز جنبش اخلاط
آسمان در عتاب او چالاکچون شترمرغ در شکار قطاط
دهر در یاریش کند تفریطچرخ در خواریش کند افراط
در تنش از محن فسرده رواندر دلش از الم گسسته نیاط
کارش اینک به سعی تست منوطزانکه در ملک حکم تست مناط
تا قبیحست نزد اهل خردشغل اوباش و شیوهٔ الواط
بارگاه تو قبلهٔ اشرافآستان تو کعبهٔ اشراط
ذکر خلق تو در نشیب و فرازشکر جود تو در تلال و رهاط