شمارهٔ ۳۵
ای وزیری که به دهر آنچه بود دلخواهتهمه از فضل خداوند میسر گردد
گر چکد نقطهای از کلک تو در بحر محیطچون سخنهای تو موجش همه گوهر گردد
پشه در سایهٔ اقبال تو سیمرغ شودباز از هیبت قهر تو کبوتر گردد
قطره از تربیتت لؤلؤ رخشنده شودذرّه از مهر تو خورشید منوّر گردد
گر به بال پشهای صورت حزم توکشندبال او سختتر از سدّ سکندر گردد
میر ملک جم از آنجا که تو را دارد دوستزیبد ار قدر تو با عرش برابرگردد
چند محروم ز لطف تو شود قاآنیدل چون آینهاش از چه مکدرگردد
در علاج غمش امروز بکن تدبیریکانچه تدبیر نمایی تو مقدر گردد
حالی او تشنهٔ آبست و تویی رود رواناز لب رود روان تشنه چسان برگردد
گرچه صد ره چو قلم تو بریش بند از بندهمچنان در ره اخلاص تو با سر گردد