گنج

غزل شمارهٔ ۴۷

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارم۵ بیت
به جرم عشق تو گر می‌زنند بر دارمگمان مبر که ز عشق تو دست بردارم
مگو که جان مرا با تو آشنایی نیستکه با وجود تو از هر که هست بیزارم
از آن سبب که زبان راز دل نمی‌داندحدیث عشق ترا بر زبان نمی‌آرم
مرا دلیل بس این در گشاد و بست جهانکه رخ گشودی و بستی زبان گفتارم
صمدپرست نخواهد صنم من آن شمنمکه پیش چون تو صنم‌ صورتی گرفتارم