بخش ۲ - نشاه جام اول
بیا ساقی آن آب آتش مزاجکزو جمله درد دارد علاج
بهمن ده مده بیش ازین انتظارکه دارم بسی درد سر از خمار
بیا ساقی آن آتش آبوَشکه هست آرزویِ منِ دردکش
بده تا به رویم به توفیق اوگشاید در گنج صد آرزو
بیا ساقی آن راح راحتفزایکه هست از همهکار مشگلگشای
به من ده ز من ساز غافل مرابهغم کار مگذار مشگل مرا
چو بک جام دادی من خسته راگشودی زبان فرو بسته را
بهسر نشئه جام اول دویدزبان را زمان تکلم رسید
کنون بشنو از من که از گنج رازبهروی تو خواهم دری کرد باز