بخش ۱۲ - نشأه جام ششم
بیا ساقی آن جوهر بی بدلکه در نشاه اوست فیض ازل
بمن ده که فیضی رساند مرادهد ذوقی از من ستاند مرا
بیا ساقی آن ساغر پر شرابنگین مرصع بیاقوت ناب
بمن ده که من هم بآن لعل ترمرصع کنم چهره همچو زر
بیا ساقی آن مایه عز و جاهکه درویش را می کند پادشاه
بده تا ندانم من بی نواکه فرق از گدا چیست تا پادشاه
چو ذوقی رساندی ز می بر دلمبجام ششم گرم کن محفلم
که ذوق از ششم نشأه گیرد کمالدلیری کند دل باظهار حال