گنج

شمارهٔ ۱۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لاست۲۹ بیت
هر که را از لوح دل نقش تعلق زایل استمتصل نقش جمال دوست بر لوح دل است
طالب و مطلوب را از هم جدایی نیست لیکدر طریق دوست آثار تعلق حایل است
احتمالی نیست حرمان را درین ره مطلقاطالب محروم گویا در تردد کاهل است
روح را ماییم مانع از عروج عرش قربور نه این علوی باصل خود جبلی مایل است
جسم را از ماست استعداد تکلیف عذابور نه بر خلق از خدا رحمت عموما شامل است
ترک جان بی شک بجانان می رساند مرده راای مرید وصل فانی شو که فانی واصل است
هیچ فردی را مدان بیهوده در سلک وجودکین گمان اطلاق افعال عبث بر فاعل است
بی هنر گر سعی در اظهار عیب کس کندنیست بر معیوب عیب او بجعل جاعل است
هست محض فیض موجودات را عین وجودغافل از فیض حق است آنکس که از خود غافل است
از اسیر خاک سیر عالم علوی مجویاقتدای طینت سفلی بطبع سافل است
چون بسر حد حقیقت نیست راهی عقل رازین تردد هر که آسایش گزیند عاقل است
گرچه بی وجهست بر هر ناقص اطلاق کمالناقصی گر نقص خود داند بوجهی کامل است
از که پرسم ره سوی عرفان که در بزم وجودهر کرا دیدم ز جام بیخودی لایعقل است
زین ره مشکل مگر ما را بسر منزل برداقتدای آن که حلال جمیع مشکل است
آن که تا حد الوهیت ز سلک بندگیذات پاکش را بهر شانی که گویی قابل است
جود او بحریست بی ساحل محیط کایناتخاک بر فرقی که از بحر چنان بر ساحل است
تا قبول او بشرع اثبات حقیت نمودجز شریعت هر که هر دینی که دارد باطل است
در نماز ار داد سائل را نگین نبود عجباهل حق را هر چه در دست است نذر سائل است
هست از هر کار خیر افضل طواف روضه اشروضه جز آن که این خیرالعمل را عامل است
در نبوت بود موسی را به هارون از کلیممخبر این نکته فرمان الهی نازل است
گفت احمد حیدر است از من چو هارون از کلیمهر کرا دیدم بدین نقل مصحح ناقل است
می شود معلوم ازین مضمون طریق اتحاددر ادای لحمک لحمی نبی هم قایل است
اول و آخر محقق شد که بی مهر علیعلم و فضل اولین و آخرین بی حاصل است
با وجود خلقت انسی ملک محتاج اوستدر حقیقت بین مگو کین نشئه در آب و گل است
مبغض او را ز طبع بد کمان ترک بغضاحتمال رفع سمیت ز زهر قاتل است
هیچ فضلی نیست چون حب امیرالمؤمنینچون فضولی هر کرا این فضل باشد فاضل است
شکرلله ز ابتدای عمر تا غایت مراروضه خاک در شاه ولایت منزل است
ساحلی دارم چو دریای نجف بهر نجاتغم ندارم زانکه گرداب حوادث هائل است
یاربم در خاک این درگاه روزی کن ثباتتا ثوابت ثابت و دور فلک مستعجل است