گنج

غزل شمارهٔ ۸۴

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ارمناست۱۰ بیت
کار من تا به زلف یار من استصد هزاران گره به کار من است
هر کجا روز تیره‌ای بینیدست پرورد روزگار من است
شادمانی به شدمن ارزانیتا غم دوست دوستدار من است
ناصح تیره‌دل چنان داندکه محبت به اختیار من است
آن که در هیچ جا قرارش نیستدل بی‌صبر و بی‌قرار من است
پی طفلان نوش لب گیردطفل اشکی که در کنار من است
صبح محشر که گفت واعظ شهراز پس شام انتظار من است
آن قیامت که عاشقان خواهندقامت سرو گلعذار من است
مجلس‌آرای عالم معنیصورت نازنین نگار من است
من فروغی پیمبر سخنممعجزم نظم آب‌دار من است