غزل شمارهٔ ۶۸
کیفیت نگاه تو از جام خوشتر استلعل لبت ز بادهٔ گلفام خوشتر است
نظارهٔ رخ تو به اصرار خوب تربوسیدن لب تو به ابرام خوشتر است
گر خال تواست دانهٔ مرغان نیکبختاز صحن بوستان شکن دام خوشتر است
من کافر محبتم اما به راستیکفر محبت تو ز اسلام خوشتر است
ناموس ما به باد فنا رفت و خوش دلیمزیرا که ننگ عشق تو از نام خوشتر است
اکنون که نامرادی ما عین کام تو استگر خو کنیم با دل ناکام خوشتر است
خود را به آتش غم روی تو سوختیمچون روزگار سوخته از خام خوشتر است
ما خوشدلیم با تو به هر شام و هر سحرکان روی و مو زهر سحر و شام خوشتر است
بهر شرابخوارهٔ بستان معرفتچشمت هزارباره ز بادام خوشتر است
الحق فروغی از پی اسباب خوش دلیاز هر چه هست وصل دلارام خوشتر است