غزل شمارهٔ ۴۴۸
تیغ به دست آمدی و مست شرابیتشنهٔ خون کدام خانه خرابی
حسن تو بدرید پردههای وجودمعشق تو نگذاشت در میانه حجابی
آه منی یا جهنده شعلهٔ آتشاشک منی یا ز دیده چشمهٔ آبی
ای که به برهان عقل، منکر عشقیبا تو چه گویم که در شمار دوابی
دل ز غمت آخرم به ناله درآمدمن که ننالیدهام ز هیچ عذابی
زان به خطا کشتیم که کس نشنیدهترک خطایی رود به راه صوابی
چشم تو خون بی حساب کرده ولیکنجرم تو ناورده کس به هیچ حسابی
آه که در محفلت ز شرم محبتنیست مرا جرات سؤال و جوابی
گر به حقیقت نه ای تو عمر فروغیبهر چه پیوسته مستعد شتابی