گنج

غزل شمارهٔ ۳۵۶

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: م۱۱ بیت
ای خط تو را دایرهٔ حسن مسلموی نور رخت برده دل از نیر اعظم
هم خیره ز انوار رخت موسی عمرانهم زنده به انفاس خوشت عیسی مریم
هم منظر زیبای تو مهری است منورهم پیکر مطبوع تو روحی است مجسم
هم فتنهٔ مردم شدی از نرگس پر فنهم عقده به دلها زدی از سنبل پر خم
هم کاستهٔ درد تو فارغ نه مداواهم سوختهٔ داغ تو آسوده ز مرهم
افراختی از قامت خود رایت خوبیآویختی از طرهٔ خود ... پرچم
بی رایحهٔ سنبل مشکین تو هرگزخوش بو نشود مجمع ارواح مکرم
هر کس که ز کیفیت چشم تو خبر شداز خود خبرش نیست نه از کیف و نه از کم
تو قبلهٔ عشاق رخت کعبهٔ مقصودوان خال و زنخدان حجرالاسود و زمزم
گر طاق دو ابروی تو منظور نبودیمسجود ملایک نشدی قالب آدم
زان کرده دلش را به تو تسلیم فروغیزیرا که به خوبی تویی امروز مسلم