گنج

غزل شمارهٔ ۲۵۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اننشود۹ بیت
تا به رخ چین سر زلف تو لرزان نشودهمه جا قیمت مشک ختن ارزان نشود
دل یک سلسله دیوانه نجنبد از جایحلقهٔ موی تو گر سلسله جنبان نشود
راه در جمع پراکنده دلانش ندهندآن که در حلقهٔ زلف تو پریشان نشود
پیش صاحب نظران صورت بر دیوار استآن که در صورت زیبای تو حیران نشود
خضر اگر بوسه زند لعل می‌آلود تو راهرگز آلوده به سر چشمهٔ حیوان نشود
تا دمادم نکشد جام لبالب ساقیسر به سر با خبر از گردش دوران نشود
تا کسی خواجگی هر دو جهان را نکندلایق بندگی حضرت انسان نشود
تا کسی ذره صفت پاک نگردد در عشققابل تربیت مهر درخشان نشود
دوش با آن مه تابنده فروغی می‌گفتکز دلم مهر تو پیدا شد و پنهان نشود