گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارگرفتند۱۶ بیت
عید آمد و مرغان رهِ گل‌زار گرفتندوز شاخهٔ گل دادِ دلِ زار گرفتند
از رنگِ چمن پردهٔ بزاز دریدندوز بوی سمَن طاقتِ عطار گرفتند
پیران کهن بر لب انهار نشستندمستان جوان دامن کُهسار گرفتند
زُهّاد ز کف رشتهٔ تسبیح فکندندعباد ز سر دستهٔ دستار گرفتند
یک قوم قدم از سر سجاده کشیدندیک جمع سراغ از در خَمّار گرفتند
یک زمره به شوخی لب معشوق گزیدندیک فرقه به شادی می گلنار گرفتند
یک طایفه شکر ز لب دوست مزیدندیک سلسله ساغر ز کف یار گرفتند
یک جَرگه پِیِ چشمِ سیه مست فتادندیک حلقه خَم طرهٔ طرار گرفتند
نوروز همایون شد و روزِ میِ گلگونپیمانه‌کشان ساغر سرشار گرفتند
شیرین‌دهنی بوسه به من داد در این عیدکز شِکَّر او قند به خروار گرفتند
میران و وزیران و مشیران و دلیراندر بارگه شاه جهان بار گرفتند
در پای سریر مَلِکِ مملکت‌آرابر کف شعرا دفتر اشعار گرفتند
خُدّامِ درِ دولتِ دارایِ گهربخشبر سر طبق درهم و دینار گرفتند
ابنای جهان عیدی هر سالهٔ خود رااز شاه جوان‌بخت جهان‌دار گرفتند
اسکندرِ جمشیدسیَر ناصرِدین‌شاهکز ابر کَفَش گوهر شه‌وار گرفتند
فرخنده شد از فر شهی عید فروغیکز وی همه شاهان سبق کار گرفتند