گنج

غزل شمارهٔ ۱۷۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: یدارد۹ بیت
غلام آن نظربازم که خاطر با یکی داردنه مملوکی که هر ساعت نظر با مالکی دارد
مسلم نیست عمر جاودان الا وجودی راکه از زلف رسای او به کف مستمسکی دارد
حدیث بردباری را بپرس از عاشق صادقکه بر دل حسرت بسیار و طاقت اندکی دارد
دم از دانش مزن با دانه خال نکورویانکه از هر حلقه‌دام عشق مرغ زیرکی دارد
به حرمت بوسه باید داد خاک صید گاهی راکه صیادش هزاران بسمل از هر ناوکی دارد
فقیه و چشمهٔ کوثر، من و لعل لب ساقیبه قدر خویشتن هر کس که بینی مدرکی دارد
هوای دل عنانم می‌کشد هر دم نمی‌دانیکه از هر گوشه صید افکن سوار خانگی دارد
یقین شد جان سپاری‌های من بر خویش این گونههنوز آن صورت زیبا در این معنی شکی دارد
فروغی را به جز مردن علاجی نیست دور از اوکه داغ اندرون سوزی و درد مهلکی دارد