گنج

شمارهٔ ۴۴

صد شکر که نخل سخنم خوش ثمر افتاداظهار غم شوق امامم به سر افتاد
آمد به زبان قصه پر غصه مهدیوان راز که بر دل بنهفتم به در افتاد
از دشمن ایشان طمع خیر مداریدکش روز ازل قرعه طینت به شر افتاد
بس تجربه کردم در این دیر مکافاتبا آل نبی هر که در افتاد بر افتاد
اصحاب پیمبر همه را نیک مدان فیضزان قوم بسی بود که از بد بتر افتاد