شمارهٔ ۲۳
روضه خلد برین تربت اهل البیت استمایه محتشمی خدمت اهل البیت است
آنچه زر میشود از پرتو آن قلب سیاهکیمیائی است که در صحبت اهل البیت است
آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشیدکبریائیست که در حشمت اهل البیت است
دولتی را که نباشد غم از آسیب زوالبیتکلف بشنو دولت اهل البیت است
قصر فردوس جزای عمل ظاهر نیستکه خصوص از جهت شیعت اهل البیت است
کلماتی که به آن توبه آدم پذیرفتنامها و لقب و کنیت اهل البیت است
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولیسبب بود جهان عصمت اهل البیت است
فیض اگر آب حیات ابدی میطلبیمنبعش پیروی سنت اهل البیت است